زين الدين محمود واصفى
165
بدايع الوقايع ( فارسى )
انتساب حضرت شيخ الاسلام خواجه هاشمى ] « 1 » - كه امواج بحار فضايل و كمالاتش نه چنان متلاطم بود كه جوارى منشآت فصاحت و بلاغت به سواحل بسط و بيان تواند رسيد ، و يا طاير فكر و خيال به جناح استدلال بر كنگرهء قلاع فلك ارتفاع آن تواند پريد - شرف استسعاد يافت . در ملازمت آن عالىجناب بود كه يكى از ملازمان درآمد و گفت كه : مولانا محمود منشى كه يكى از منشيان پايهء سرير عرش نظير عبيد اللّه خان « 2 » است از ييلاق قرشى آمده ، و از حضرت عبيد اللّه خان به ملازمان كتابتى آورده . جناب خواجهء اعظم او را طلبيده ، اعزاز و اكرام لاكلام نموده « 3 » ؛ و مضمون مكتوب « 4 » عبيد اللّه خان آنكه : مدت مديد و عهد بعيد بود كه طبع همايون را به مطالعهء اشعار افصح الشعرا و اكمل الفضلا مولانا كاتبى - كه ترشيح اعناق فضل و فصاحت به بدايع افكار اوست ، و ترصيع نطاق نطق و بلاغت به صنايع اشعار او - ميل بسيار مىنمود ؛ و همواره در طلب كليات اشعارش به افاضل انام اظهار ساقب اعداد « 5 » شوق و غرام نموده مىشد . اما به واسطهء مقولهء الامور مرهونة بأوقاتها چهرهء مقصود در پردهء توفق مستور مىبود . در اين ولا مولانا نعيم نيشاپورى بالتثام « 6 » آستان [ قدسىآشيان ] مستسعد گرديده ، كليات مولانا كاتبى را قريب به سى هزار بيت به خط مولانا سلطان محمد خندان - كه از سرآمد شاگردان مولانا سلطان على مشهدى است - تحفهء مجلس عالى گردانيد . « 7 » و آن تحفه در نظر
--> ( 1 ) - عبارت داخل [ ] از نسخ A و P است ، اين عبارت در نسخههاى تاشكند - بجز نسخههاى شماره 3992 و 1320 - نيز هست . ( 2 ) - A : عبد اللّه خان در هرسه مورد . متن با B مطابق است . ( 3 ) - P ، لاكلام بجاى آوردند . ( 4 ) - A مضمون كتابت . ( 5 ) - C : ساقت ؛ B 2 ساقب ؛ A : شتافت ، T : تاپماق او چون اظهار شوق قيلونور ايردى ( 6 ) - A : استشمام ؛ نسخ ديگر : التمام . ( 7 ) - در اينجا نسخهء T اين عبارات را اضافه دارد كه در نسخ ديگر نيست : « اما سلطان بايسنغر ميرزا -